صد عاقل فرزانه در عاشقی زمینگیردیوانه کند چاره این کار به تدبیر بودی تو برای ما فقط خیال واهییا خواب پریشانِ بدِ بدون تعبیرپیچیده تر از پیچش گیسوی کمندتپیچیده به دور گردنم پیچک تقدیربا کجدم اخمی که رخ ماه تو دارداوضاع قمر در عقربم نکرده تغییرباز آمده چنگیز پی فتح نشابوروقتی نگهت زل بزند برای تسخیر زلفت که بهم ریخت دلم ریخت ببندشبگذار بماند دل دیوانه به زنجیریک گریه مردانه اگر که کرده بودیمهی چنگ نمیزد به گلو بغض نفسگیر ساقی برو توبه کن ز میخوارگی مندر مستی ما چشم تو کم نکرده تقصیرشعرم شده خونریز و بسی خانه براندازتا گرفته از فتنه چشمان تو تأثیر
برچسب:
نویسنده: شیوا پورعلی
لبخند تو طعنه میزند میان گل ها با آن لب غنچه ات به نشکفته ترین ها
برچسب:
نویسنده: شیوا پورعلی